چاپ

 

13 Khorasanchiمدیریت در کتابخانه‌ای برای تمام فصول: گفت‌وگو با خانم مهرناز خراسانچی

مصاحبه‌کنندگان: دکتر محمد زره‌ساز- دکتر رضا رجبعلی بگلو

پیاده‌ساز: اسراء زره‌ساز

تاریخ انجام مصاحبه: 13 دی‌ماه 1396

زره‌ساز: خیلی ممنون از این که وقت گذاشتید و پذیرفتید که مصاحبه انجام شود. یکی از اهداف ما در طراحی این ویژه‌نامه این است که به انواع کتابخانه‌ها و مدیریت آن‌ها نگاهی داشته باشیم. در راستای مدیریت کتابخانه‌های عمومی مزاحم حضرت‌عالی شدیم که یکی از مدیران موفق کتابخانه‌های عمومی هستید.

به عنوان اولین سؤال اساساً مدیریت کتابخانه‌های عمومی، چه تفاوتی با مدیریت دیگر کتابخانه‌ها دارد؟ البته از نظر تئوری در کتاب‌ها چیزهایی خوانده‌ایم ولی به قول معروف شما آن‌ها را تجربه کرد‌ه‌اید. اگر برای ما این موضوع را تشریح کنید، ممنون می‌شوم.

 


 

خراسانچی: اول این که من هم خیلی ممنونم از این که بنده را به عنوان مسئول یک کتابخانه عمومی انتخاب کردید و امیدوارم بتوانم خلاصه و هدف‌مند آن چیزی که مدنظر شما هست، خدمتتان ارائه بکنم. به قول شما خُب، ما یک چیزهایی را به‌صورت تئوری می‌خوانیم ... . عرض کنم، آن چیزی که بدیهی است این است که در یک کتابخانه عمومی، جامعه مخاطب با یک کتابخانه تخصصی یا دانشگاهی فرق می‌کند. این هم یک جنبه مثبت، هم یک جنبه منفی دارد. جنبه منفی از این نظر که در کتابخانه‌های عمومی خیلی پراکندگی کاری ایجاد می‌کند. یعنی شما باید به انواع مخاطبین و به خدماتی که انتظار دارند و در توان شما برای ارائه هست، فکر کنید. خیلی گستردگی و پراکندگیِ کار را زیاد می‌کند. ولی حسنش این است که به نظر من، مخاطبین یک کتابخانه عمومی، کم ادعاتر از کتابخانه‌های دانشگاهی و تخصصی هستند. چون در کتابخانه دانشگاهی و تخصصی، فرد متخصص، پژوهشگر یا استاد به کتابخانه مراجعه‌ می‌کند و نگاهش به کتابدار از بالا به پایین است. ولی در کتابخانه عمومی این طور نیست. در کتابخانه عمومی عضو خودش را یا هم‌راستا، یا پایین‌تر از کتابدار می‌بیند. انتظار کمکی که دارد، انتظار یک نیازمند اطلاعاتی به معنای واقعی نه یک مدعی نیاز به اطلاعات است و این کار را برای کتابدار راحت‌تر می‌کند. اعتماد به نفس کتابدار را در پاسخگویی بیشتر می‌کند. مثلاً در یک کتابخانه پزشکی، شما فرض کنید وقتی یک پزشک می‌آید و با کتابدار صحبت می‌کند که چه اطلاعاتی نیاز دارد، بیشتر حالت طلبکارانه دارد. این اطلاعات را می‌خواهم، چرا این اطلاعات را ندارید، این تخصصی نیست، این اصلاً در این موضوع نیست و غیره. ولی در کتابخانه عمومی ما خوشبختانه این مشکل را نداریم. به همین دلیل رابطه دوستانه خیلی بیشتری بین کتابدار و مراجعه‌کننده برقرار است. حتی مراجعه‌کننده که کارش به اتاق من می‌رسد، من فکر می‌کنم نسبت به یک کتابخانه تخصصی یا دانشگاهی قانع کردنش ساده‌تر است.

بگلو: بُعد مدیریتی‌اش چه؟ به تبع آن فرق نمی‌کند ....

خراسانچی: مدیریت هم همان، فرقی نمی‌کند. یعنی شما به خاطر پراکندگی مخاطبتان مسئله دارید و باید حضور ذهن داشته باشید که به چه مراجعه‌کننده‌ای، چه مُدلی جواب بدهید. این سخت است و کار ساده‌ای نیست. مثلاً شما وقتی یک فرد بازنشسته عصبانی سراغتان می‌آید با وقتی که یک دانشجو عصبانی سراغتان می‌آید، نوع جوابتان باید فرق کند. وقتی مادر یک دانش‌آموزی که عضو ماست و بنا به دلایلی به او تذکری داده شده و مادرش با ناراحتی برای پیگیری سراغتان می‌آید، چه جوری باید جواب آن مادر را بدهید، که آن مادر فکر نکند ما بچه‌اش را را متشنج کردیم از نیم ساعت وقت تستش زده شد؛ با این که یک آدم تحصیل‌کرده‌ای که در سطح خودتان صحبت می‌کند، فرق می‌کند. شاید کتابدار با متخصص مشکل ادعا را داشته باشد، ولی در سطح مدیریتی این طوری نیست. فرض کنید من اگر رئیس یک کتابخانه تخصصی هنر بودم، قطعاً مخاطبی که می‌آمد، ما چون تقریباً هم‌رده می‌شدیم، من می‌دانستم باید چه چیزی بگویم و از آن  شخص هم عملاً چه سطحی انتظار داشته باشم. ولی وقتی یک مخاطب می‌آید این جا می‌ایستد من نمی‌دانم که این استاد، سواد دارد یا ندارد، تفکیک و روان‌شناسی در لحظه خیلی کار سختی است.

زره‌ساز: خُب! الان این موردی که شما فرمودید، یعنی این گستره و تنوع مخاطبان طبیعتاً نیاز به یک مدیریت انعطاف‌پذیر دارد. حالا ما در ایران انواع کتابخانه‌های عمومی داریم که در بحث ما نیست. آقای دکتر افشار هم در صحبتی اشاره کردند که مدیریت مثلاً نهاد کتابخانه عمومی بیخودی پیچیده است و تمرکزگرایی زیاد است و انعطاف‌پذیری ندارد. حالا برای این که درک درستی از موفقیت‌های اینجا داشته باشیم نیاز داریم بدانیم که ساختار مدیریتی کتابخانه حسینیه ارشاد چگونه است؟ احساس می‌شود که اختیارات خوبی در اختیار مدیر قرار دارد و انعطاف‌پذیری لازم در این زمینه وجود دارد؟

IMG 8178خراسانچی: ببینید به نظر من، ساختار نهاد خیلی پیچیده است و من چون در ساختار مدیریتشان نیستم، هیچ وقت نبودم، اصلاً نه به خودم اجازه می‌دهم وارد نقدشان بشوم و نه دلیلی می‌بینم و فکر می‌کنم موضوع بحث الان ما هم نیست. آن چیزی که من می‌توانم بگویم در حیطه کار خودم هست. شما یک لحظه فکر کنید که کار ما در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد، بخش مدیریتش، بخش ستادی است و بخش‌هایی که در کتابخانه فعالیت می‌کنند، صف هستند. در این مدل اگر شما این را ببینید ، قابل پیاده‌سازی در نهاد هم خواهد بود...

زره‌ساز: یعنی یک الگو را دارید مطرح می‌کنید؟

خراسانچی: بله، ببینید من می‌گویم که موضوع تفکر است، موضوع باور است. من اگر که بخواهم همیشه نقش والد را برای بخش‌های تابعم بازی کنم، به مشکل برمی‌خورم. ولی اگر باور داشته باشم و فکر کنم که تمام بخش‌هایی که با من در ارتباط هستند به عنوان صف، من ولی‌شان نیستم ما هردو بالغ هستیم. افراد بالغ داریم ک