چاپ

 Emraniدر دل دوست به هر حیله رهی باید کرد! گفت‌وگو با سید ابراهیم عمرانی

 

مصاحبه‌کننده: دکتر محمد زره‌ساز

تاریخ انجام مصاحبه: 14 فروردین ماه 1397

زره‌ساز: در آغاز تمایل داریم به عنوان یک صاحب‌نظر، دیدگاه شما را در رابطه با مدیریت در انواع کتابخانه‌ها در ایران بدانیم؟

عمرانی: اگر در یک کلام بخواهید، باید بگویم ضعیف است. ولی توضیح خواهم داد. مشکل اصلی همانطور که در سال 1386 نوشتم و در سال 1392 باز به صورتی دیگر عنوان کردم، چه در کتابخانه‌ها و چه در کل مسایل دیگر مملکت، مدیریتهای کوتاه مدت و اغلب سیاسی در کشور است. بهتر است بگویم، مشکل بزرگ ما، سیاسی بودن همه چیز در کشور است که بارها یادآوری کرده‌ام. ورزش، کشتی و فوتبالمان هم سیاسی و ایدئولوژیک است و فرهنگمان هم همینطور است. در نتیجه همه چیز برمی‌گردد که کدام بیرق در اهتزاز است و این که امروز باد به بیرق کدام گروه می‌خورد؟ جناح الف یا ب و یا سین؟ یا میم؟ این نکته در دنیا بی‌نظیر است. فکر نمی‌کنم در هیچ جا با تغییر در رأس دولت، جز وزیران و احتمالا معاونان ایشان تغییر زیادی در کادرهای پائین‌تر انجام ‌شود. مدیران کل و مدیران ادارات و دوایر، سطوح کارشناسی هستند و باید ثبات داشته باشند تا کارشان را آرام آرام بشناسند و مملکت را روی شانه‌های خودشان حفظ کنند. اینجا مدیری که از راه می‌رسد، تا لایه‌های پائینی را تغییر می‌دهد، مثل ریاست محترم سابق کتابخانه ملی که شنیده‌ام بیش از صد نفر از سفارش‌شدگان را نیز با خود می‌آورد. فکر کنید حالا اگر رئیس بعدی کتابخانه، رئیسی باشد با تحصیلات خوب در حوزه اطلاعات یا مرتبط با آن،‌ تجربه خوب و شم مدیریت قوی در حوزه کاری ما داشته باشد هم که بیاید، از همان ابتدا شکست خورده است، مگر آنکه بداند دست کم برای ده سال می‌ماند و بعد شروع کند به برنامه ریزی و دست کم آموزش مسافران اتوبوس. چون در ایران است و افرادی را که با اتوبوس آمده‌اند را نمی توانی به راحتی از سیستم کنار بگذاری. حالا مدیری آمده و می‌بیند این نیروها کارایی لازم را ندارد، به نیرو نیاز دارد ولی حق ندارد نیرو بگیرد چون ازنظر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی به درستی اضافه نیرو دارد و از سویی هیچ برنامه‌ای با این نیروها قابل پیاده‌سازی نیست، و این وجه نیروی انسانی داستان است، و مشکل فقط نیروی انسانی نیست و بیش از اینها است.

 


 

در سطح واحد کتابخانه‌های عمومی‌مان چه نهاد و چه شهرداریها و چه مساجد، مدیریت کتابخانه نقش کمی دارد، چون سیستم با درصد بالایی متمرکز است،‌ و اگر بخواهید درباره مدیریت این بخش صحبت کنید، باید کل مجموعه را ارزیابی کنید. چون کتابخانه‌ها از بالای مجموعه دستورالعمل واحد می‌گیرند، و قبلا که عمده منابع هم متمرکز به کتابخانه ها داده می‌شد و گاهی طرحهایی مثلا در نهاد در دوره قبلی می‌گذاشتند که بخشی از کتابها هم از پائین سفارش و تهیه شود که خیلی جدی نبود و در این چهار سال مدیرت جدید نهاد نمی‌دانم ورودی منابع در چه وضعی است. در تهران، کتابخانه های شهرداری هم متمرکز هستند، ولی در برخی کتابخانه های بزرگ شهرداری تهران،‌ دست مدیران اندکی بازتر است و آزادتر هستند و می توانند خلاقیتهایی را بروز بدهند، بدون نگرانی از دستورهای متمرکز.‌ در مورد کتابخانه های دانشگاهی هم مشکل کم نیست. هنوز هیئت علمی‌ها بیشتر از کتابداران در مدیریتها هستند که این، هم مزایای خودش را دارد و هم  معایب خودش را که باز پیش  از این نظر خودم را نوشته‌ام و در ادامه اگر سوالی بود باز دقیقتر خواهم گفت.

زره‌ساز: به نظرتان این تغییر مدیریت تابع چه شرایطی است؟

عمرانی: در عمده موارد وابستگی فردی که به مدیریت انتخاب می شود به جبهه های سیاسی خاص. چه در مجموعه‌های کتابخانه‌های عمومی و چه در کتابخانه‌های تخصصی و دانشگاهی.

 زره‌ساز: یعنی به جنبه تخصصی اصلاً توجه نمی‌کنند؟

عمرانی: در کلان کشور خیر. در کلان مدیریتی کشور مثلا دولت هم می‌بینید که بیشتر افراد مورد اعتماد ریاست جمهور، بر متخصصین ترجیح دارند. شاید در سطح ریاست جمهوری و وزیران و معاونین ایشان صلاح همین باشد. پیش  از این هم گفته ام، ولی در لایه‌های پائین‌تر باید به تجربه و تخصص توجه کرد. همین جا عرض کنم در همه صحبتم تا همین جا و بعد از این اگر از تخصص و تجربه حرف زدم یا می‌زنم منظورم مدرک نیست. به جد باور دارم که مدرک می‌تواند لازم باشد ولی کافی نیست. در مورد مدارکی که در سالهای اخیر داده شده نیز باید بگویم، ‌اعتمادم کمتر از مدارک قدیمی‌تر است و هر چه جلوتر می‌آئیم،‌ این مشکل دارد بیشتر می شود و فقط دعا می‌کنم و از خدا می‌خواهم که ایران را از شر خشکسالی، دروغ و مدرک نجات دهد. از نظر من مدرک، تنها نشانه تخصص افراد نیست. روزی روزگاری با تحریف عنوان ریموند کارور، اگر از عشق حرف می زدیم می دانستیم از چه حرف می زنیم، یعنی اگر می‌گفتیم فلان شخص ارشد دارد یا دکتری و خیلی مهم بود،‌ الآن باید دید اگر دارد به محیط کتابخانه و کار اجرایی و عملیاتی پای می‌گذارد، چقدر کار بلد است، ‌چقدر تجربه کرده و آهن مدرکش را چقدر با کار صیقل داده است.

زره‌ساز: در مورد شرایط مدیریت می گفتید ...

عمرانی: بله. خوب برگردم و به سؤال شما پاسخ بدهم. من در سؤالهایی که مجله عتف از من پرسیده بود و در آذر 1392 منتشر شد نظرم را به وضوح نوشتم. برای پستهای مدیریتی عالی نیازی به تخصص در رشته خاصی ندارید،‌ مثلا رئیس کتابخانه ملی، دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی، رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه و امثال این لزوما نباید متخصص رشته باشند.‌ اینها بیشتر باید 4 شرطی را که در آن پاسخ و پرسش نوشتم برای این کار داشته باشند. نمونه‌هایی هم داشته‌ایم که کتابدار بوده‌اند و رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه هم شده‌اند و کار خاصی که نکرده‌اند‌ هیچ، معرف خوبی هم برای رشته نشده‌اند چون یا به کل مدیر نبوده‌اند و شم مدیریت نداشته اند، یا ظرفیتش را نداشته و فقط کیش شخصیت خود را تحمیل کرده‌اند. البته نوع دیگری هم هست، و آن مدیرانی که خوب شروع کرده و نشان دادند با یک تجربه یک